کتاب شاعر گداختن
- مجموعه شعر
- شاعر: فرزین منصوری
- نشر: دیباچه
280,000 تومان
دسته: انتشارات دیباچه, ادبیات, شعر ایران, کتاب عمومی, کتاب فارسی
برچسب: انتشارات دیباچه, شعر فارسی, فرزین منصوری
280,000 تومان
از متن کتاب:
با حسرتِ تباهیِ کشتیشکستگان
مردی غریقترشده در منجلابهاست
رسوایِ سربهزیرِ شکست از وجودِ خود
اینک نمادِ تازهٔ خانهخرابهاست
«مردِ اتوکشیدهٔ اهلِ قلم»؟ نبود!
«لایقترین برای زنی محترم»؟ نبود!
— بیعرضه؟
— آری!
— از همهجا بیخبر؟
— بله!
«بینقصِ مفتخرشدهٔ باجَنَم» نبود
دیوانهای که زندگیاش در کتابهاست
شیطانِ کوچکی که پلیدیست قسمتش
بیزاری از زمین و زمان است فطرتش
رندان نگفتهاند سخن در ملامتش
— یعنی در این زمینه اگر خوب بنگری، حق با دلِ شکستهٔ مغروقِ انزواست: با آدمی نجوش که میسوزی از درون. رؤیایِ خِیردیدن از این خیلِ خیرهسر، صیدِ گهر میانِ دلِ فاضلابهاست
شخصِ مقیمِ شهرِ مخوفِ عروسکان!
در جستجویِ لحظهٔ شادی در آسمان!
فکری بباف و خواب ببین، کشتهٔ زمان!
انسان هنوز زندهٔ این فکر و خوابهاست
آی ای خیالبافتنت زندهبودنم!
هرگاه شعر گفتهای آن واژهها منم
من آن کلامِ بیکلمه محضِ گفتنم
شعری بگو که خلقِ من از ارتکابهاست
فرزینِ من! منم! که تو بدنام ماندهای
کامِ من است اینکه تو ناکام ماندهای
من وجهِ شاعرِ توام ای تشنهسوخته!
سیراب میشوم که تویی در سرابهاست
: «شعر: آشنای کهنهغریبانِ دُردنوش
شعر: آفتابِ قلب، بگو شامِ روزپوش
شعر: ارتزاقِ کافری از وحیِ بیسروش
شاعر نباش من! که تهِ ناصوابهاست»
اما گزیر نیست از این راهِ پُرخطر
ای کاش دستوپا بزنی گرچه بیثمر
چنگی بکش به صورتِ دریایِ شعلهور
شاعر، غریقِ موجبهموجِ عذابهاست
من با تو —جهدِ ناقصِ بیهودهٔ لئیم—
ماییم هر هدرشدهٔ تازه و قدیم
هرکار میکنیم به ساحل نمیرسیم
این نقشههای ماست که نقشی بر آبهاست…
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.